فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
65
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
تلويح به اسماى كتبى « 1 » كه مصنّف مطالعه كرده و قرائت نموده نخست لوايح سعادت از لوح كتاب مجيد ديدم و روايح دولت از مشكين سطور آن گلشن توحيد كشيدم « 2 » از هر عشر كتاب ، گل ثوابى چيدمى و در هر خمسش « 3 » صورت برگ تبرّكى ديدمى . فاتحهء اخلاص از آياتش بر خاطر وارد گشتى و فايحهء اختصاص از بيّناتش بر ضمير متوارد « 4 » آمدى . چون نقد روزگار صبى به « نصاب » رسيد و « صرف » روزگار بليّاتم به « نحو عربيّات » « 5 » كشيد تا در ميان فضلا متوسّط بودم ، كفاف ذهن و طبع را از « كافيه » و « بلغهء لب » و فهم را از « لُباب » مرتّب مىداشتم . چون تصرّفاتم « رضىّ « 6 » » افاضل و مرضىّ « 7 » هر عالم كامل شد ، حواشى « مطوّل » بر « تلخيص » بيان مكمّل مىنگاشتم . در تضاعيف اين حال ، مسافت عمر مرفّه به حوالى هفده رسيده بود . طاير سعادت در پرواز آمد و از معاونت قضا نوبت اداى فريضهء سفر حجاز شد . مطالعهء فوايد « اسفار » به مكابدهء « 8 » شدايد اسفار تبدّل يافت و ملاحظهء سطور كتاب به مشاهدهء سطور قطار دواب منقلب گشت . كف كه محل سواد ورق ( 32 - ر ) بود ، جهت درج فوايد نظر ، محل بياض
--> ( 1 ) . PF : كتب ( 2 ) . P : چيدم ( 3 ) . KP : خمس ( 4 ) . P : متوارى ( 5 ) . K : عربى ( 6 ) . P : رهين ( 7 ) . P : عرض ( 8 ) . P : مكابره